به اندازه ي كافي در مورد اهميت و ضرورت ايجاد خط منوريل در تهران بحث هاي كارشناسي شده بخصوص در سال 82 مهندسان وكارشناسان نظرات خوبي در اين زمينه ارائه كردند واز جمله در خصوص هزينه ها ي منوريل كه به مراتب ارزانتر از پروژه ي مترو مي باشد و اين مقايسه نيز به معناي اين نمي باشد كه ادامه ي پروژه ي مترو ضرورتي ندارد بلكه هر كدام از اين طرح ها در جاي خودش لازم مي باشد و حتي مي تواند مكمل هم نيز باشد . اما از حاصل همه ي بحث ها اين نتيجه بدست مي آيد كه طرحي با آن همه اهميت صرفا بخاطر بازي هاي سياسي معطل مانده .
موضوعي كه به شدت عملكرد شوراي شهر تهران را زير سوال برده و مي بايست مايه ي عبرت براي شهروندان تهراني باشد ، جايگاهي كه مي بايد در آنجا متخصصين با گرايش هاي شهر سازي و مهندسين عمران و تخصص هاي لازم حضور داشته باشند ، محلي شده براي حضور چهره هاي ورزشي يا كساني كه تخصص كافي براي نظارت وارائه ي طرح هاي عمراني ندارند .
شايد برخي بگويند كه براي امور ورزشي مي بايد چند نفر ورزش كار هم در شوراي شهر باشند ولي يك شوراي تخصصي مي تواند در كميسيون هاي خود از افراد صاحب نظر دعوت كند .
بهر حال ضعف شوراي شهر موجب مي شود كه مردم براي حل مشكلات شهري در انتخابات بعدي دقت بيشري بكنند كه افراد متخصص ومتعهد را كه هم كار بلد باشند و هم امين ، انتخاب كنند .
در حال حاضر مردم بخاطر مشكلات پيش آمده بخاطر ترافيك از شوراي شهر تهران بيشتر انتظار دارند كه از نزديك با آنها در ارتباط باشند و طرح هاي فعلي مانند آنچه كه در اتوبان افسريه در حال اجراست بيشتر ثابت مي كند كه چقدر راه اندزي پروژه ي قطارهوايي در تهران ضروري است ، طرحي كه بخاطر سياسي كاري برخي مسئولين از جمله شهردار فعلي تهران تعطيل شده و متأسفانه يك روزي هم مجبور خواهند شد كه تمام گارد هاي نصب شده در اتوبان افسريه را جمع آوري كنند .
اين نكته خيلي جالب توجه است كه افرادي مانند محسن هاشمي مدير عامل شركت مترو تهران مي گويد كه منوريل در مقايسه با مترو واتوبوس و تراموا در رتبه ي چهارم مي باشد!!!كه تازه آنهم در خطوط نمايشگاهي و فرودگاه مورد استفاده قرار مي گيرد!!! چقدر اين سخن غير كارشناسي وبيشتر سياسي مي باشد . آنچه مسلم است در اين بين مصالح مردم است كه قرباني سياسي بازي آقايان مي شود .
از طرفي اين بحثي را كه برخي مطرح مي كردند از ترن هوايي در دنيا استقبال زيادي نشده ، صرف نظر از اينكه اين سخن علمي وكارشناسانه نمي باشد ، با واقعيت هاي بيروني نيز منطبق نمي باشد . بدليل اينكه بر فرض كه در دنيا خيلي استقبال نشده باشد اين دليل بر بي اهميت بودن منوريل در شهر تهران نمي باشد زيرا ممكن است كه بافت يك كلان شهري از اول روي اصولي باشد كه نيازي به اين وسيله نباشد اين موضوع چه ربطي به نيازهاي شهر ما دارد؟!
وحال آنكه در واقعيت بيروني وقتي به كشورهاي صنعتي نگاه كنيم برخلاف نظر برخي سياسيون ، با استقبال خوبي هم مواجه شده است. البته جاي اميدواري است كه اين طرح بدور از سياسي بازي و واقع بينانه در شهر تبريز در دست بررسي مي باشد.
نكته ي قابل تأمل در توجيه برخي مخالفين طرح اين است كه مي گويند : ايجاد منوريل با مخالفت سازمان هاي حامي ميراث فرهنگي مواجه مي شود ! اين آقايان توضيح دهند كه وقتي براي توسعه ي يك خيابان ، به فتواي مراجع مي توان مسجد را هم خراب كرد همچنانكه در اتوبان شهيد محلاتي مسجد سنگي را تخريب كردند پس چرا براي حل مشكل مردم و بحران ترافيك احيانا يكي يا دوتا ساختمان ميراث فرهنگي را نمي توان تخريب كرد ؟! اگر مشكل ترافيك يكي از بزرگترين مشكلات تهران مي باشد ديگر يكي يا دوتا ساختمان ميراث فرهنگي چه اهميتي در مقابل حل مشكل مردم دارد؟
كساني هم كه مي گويند راه اندازي منوريل توجيه اقتصادي ندارد آيا در مورد راه اندازي مترو نيز همين توجيه را بيان كردند ؟ در حالي كه مي دانيم هزينه ي ايجاد مترو طبق نظر اكثر مهندسين وكارشناسان مربوطه بسيار بيشتر از هزينه ي ايجاد منوريل مي باشد ؛ از اين گذشته اگر طرحي منافع عمومي دارد و براي خود مردم مي باشد ديگرچرا تعلل مي كنيد ؟! اين در حالي است كه قطار هوايي از جمله طرح هاي زود بازده مي باشد .
توجه به اين نكته مي تواند تا حدودي علت مخالفت با طرح ترن هوايي را روشن كند كه در زمان قائم مقامي شيخ ساده لوح ، آقاي هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه بيان كردند كه برخي به ما فشار مي آورند كه ما مترو را مي خواهيم چه كنيم ؟! به ما مي گفتند مترو يك صنعت لوكس مي باشد و ما كه اينهمه مشكل اقتصادي داريم و اينهمه بي كار و مستضعف داريم چرا بايد اينهمه هزينه براي مترو بپردازيم ؟! كه بعدا معلوم شد كه منافقين حرف هاي خودشان را از زبان ساده لوحان موجه مي زدند .
نتيجه ي منطقي : بايد آگاه باشيم كه اظهار نظر مخالفين طرح قطار هوايي از روي رقابت هاي سياسي يا بدتر از آن مخالفين پيشرف كشور عزيزمان نباشد .
